احمد احمدى بيرجندى

62

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

تو را عزّ لولاك تمكين بس است * ثناى تو طه و يس بس است [ 27 ] چه وصفت كند سعدى ناتمام * عليك الصلاة اى نبىّ و السّلام « 1 » در ستايش حضرت رسول ( ص ) ماه فرو ماند از جمال محمد ( ص ) * سرو نباشد به اعتدال محمد ( ص ) قدر فلك را كمال و منزلتى نيست * در نظر قدر با كمال محمد ( ص ) وعدهء ديدار هر كسى به قيامت * ليلهء اسرى [ 28 ] شب وصال محمد ( ص ) آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى * آمده مجموع در ظلال محمد ( ص ) عرصهء گيتى مجال همّت او نيست * روز قيامت نگر مجال محمد ( ص ) و آن همه پيرايه بسته جنّت فردوس * بو كه [ 29 ] قبولش كند بِلال [ 30 ] محمد ( ص ) همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد * تا بدهد بوسه بر نعال محمد ( ص ) شمس و قمر در زمين حشر نتابد * نور نتابد مگر جمال محمد ( ص )

--> ( 1 ) بوستان سعدى ( سعدىنامه ) ، تصحيح و توضيح غلامحسين يوسفى ، انتشارات خوارزمى ، 1359 ه . ش ، تهران .